انیشتین و راننده اش

  انیشتین برای رفتن به
سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت.
راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها
در میان شنوندگان حضور داشت بطوریکه به مباحث انیشتین تسلط پیدا کرده بود!
یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با [...]


یک داستان جالب

مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوائیش کم شده است. به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولى نمیدانست این موضوع را چگونه با او در میان بگذارد. بدین خاطر، نزد دکتر خانوادگیشان رفت و مشکل را با او در میان گذاشت. دکتر گفت براى این که بتوانى دقیقتر به من [...]


لعنت بر شیطان

 به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد. پرسیدم: «چرا می خندی؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد» پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟» گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام» با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است [...]


مطالب داستان کوتاه

مرد درحال تمیز کردن اتومبیل تازه خود بود که متوجه شد پسر ۸ ساله اش بر روی ماشین
خط می اندازد مرد با عصبانیت چندین مرتبه ضربات محکمی بر دستان کودک زد بدون اینکه
متوجه آچاری که در دستش بود شود در بیمارستان کودک انگشتان دست خود را از دست داد
کودک پرسید : پدر انگشتان من کی [...]


نامه‌ی شوهری به زنش

nameye shohari be zanash: Azizam in mah natavanestam hoghugham ra barayat befrestam bejayash barayat 100buse ferestadam Javabe name : Azizam az inke barayam 100buse ferestadi mamnun,inham sharhe kharjha: Ba seraydar 1bus tavafogh kardim,ba moaleme bacheha 5bus tavafogh kardim,saheb khane ruzi 2-3ta bus az man migirad,ba super marketiye mahal sare bus be tavafogh naresidim !
نامه‌ی شوهری [...]


بزرگترین کتاب جوک و اس ام اس برای دانلود SMS Book

سلام به همه دوستان
بزرگترین کتاب جوک و اس ام اس با ۲۸۷ صفحه! و چند هزار جوک در زمینه های مختلف
فارسی,انگلیسی و پنگلیش
این مجموعه در نوع خود بی نظیر بوده شما می توانید با دانلود آن بدون اتصال به اینترنت جوک ها را بخوانید و بخندید
لینک اول برای دانلود ۱٫۳۴ MB
لینک [...]


مرد حکیم

مردی نزد حکیمی رفت و گفت: فلانی پشت سرت چیزی گفته است ؛ حکیم گفت : در این گفته ات سه خیانت بود : شخصی را نزد من خراب کردی فکر مرا مشغول کردی و خودت را نزد من خوار کردی 


من عاشق توام

امیری به زاده گفت:من عاشق توام.زاده گفت:زیباتر از من خواهرم است که در پشت
سر تو ایستاده است.امیر برگشت و دید هیچکس نیست.زاده گفت:عاشق نیستی,عاشق به غیر
نظر نمی کند


امیر و زاده

امیری به زاده گفت:من عاشق توام.زاده گفت:زیباتر از من خواهرم است که در پشت
سر تو ایستاده است.امیر برگشت و دید هیچکس نیست.زاده گفت:عاشق نیستی,عاشق به غیر
نظر نمی کند


ستاره شناسی؟ الهیات؟ فلسفه؟

شرلوک هلمز با واتسون میرن بیرون شهر و تو چادر میخوابن، نصفه‌های شب شرلوک هلمز واتسون رو بیدار میکنه میگه: به آسمون نگاه کن چی میبینی؟ واتسون: یه عالمه ستاره! هولمز: از اینهمه ستاره چی میفهمی؟ واتسون: از چه نظر؟ ستاره شناسی؟ الهیات؟ فلسفه؟ از کدوم زاویه بگم؟ تو چی میفهمی؟ هولمز: احمق! چادرمونو دزدیدن