داستان کوتاه و بسیار خواندنی و پند آموز

داستان کوتاه و بسیار خواندنی و پند آموز | حکایت ها و سخنهای آموزنده
داستان کوتاه و بسیار خواندنی و پند آموز
http://smsjoke.biz

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمیگشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود.اون زن برای او دست تکان داد [...]


بخوان و عبرت بگیر!

بخوان و عبرت بگیر! | حکایت ها و سخنهای آموزنده
بخوان و عبرت بگیر!

داستانهای آموزنده
این داستان:آهو خانم و آقا الاغه!
آهو خانم خیلی خوشگل بود یک روز یک پری سراغش اومد و بهش گفت:آهو جون! دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟
آهو گفت:یه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش
پری آرزوی آهو رو برآورده کرد و [...]


فضایل قرائت سوره های قرآن

فضایل قرائت سوره های قرآن | حکایت ها و سخنهای آموزنده

 گوهر وحی
 
فضایل قرائت سوره های قرآن
 
سوره مومن یا غافر(مکی ۸۵ آیه)
از جمله اخباری که عموما دلالت می کند بر سوره های حوامیم یکی از آنها، از حضرت رسالت(ع) است که فرمود: حوامیم، زبور
قرآن است. و در روایت دیگر آمده که هر چیزی را میوه [...]


ملاقات یک انسان و خدا!

ملاقات یک انسان و خدا! | حکایت ها و سخنهای آموزنده
 

‘خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ ‘، خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد…     مرد روحانی که با خداوند مکالمه ای داشت: ‘خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ [...]


ملاقات یک انسان و خدا!

ملاقات یک انسان و خدا! | حکایت ها و سخنهای آموزنده
 

‘خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ ‘، خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد…     مرد روحانی که با خداوند مکالمه ای داشت: ‘خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ [...]


خدا هست . . .

خدا هست . . . | حکایت ها و سخنهای آموزنده
 

غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید یا دل شیشه ایت از لب پنجره ی عشق زمین خورد و شکست …
با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن و بگو با دل خود
که خدا هست … ! خدا هست … !
غم و اندوه [...]


پند کده

پند کده | حکایت ها و سخنهای آموزنده
خداوند امید شجاعان است، نه بهانه ی ترسوها!! در مقابل وزش باد، عده ای دیوار می سازند، بعضی دیگر آسیاب بادی.ترس از مرگ نارواست، زیرا تا آن هنگام که من هستم، مرگ نیست، و آنگاه که مرگ هست، من نیستم، ترس از چیزی که با آن روبرو نمی [...]


عشق واقعی…!!!

عشق واقعی…!!! | حکایت ها و سخنهای آموزنده
شبی پسر بچه ای یک برگ کاغذ به مادرش داد . مادر که در حال اشپزی بود ،دستهایش را با حوله تمیز کرد و نوشته را با صدای بلند خواند. او نوشته بود صورتحساب !!! کوتاه کردن چمن باغچه ۵ دلار مراقبت از برادر کوچکم ۲ دلارنمره [...]


اشتباه فیاروگان

اشتباه فیاروگان | حکایت ها و سخنهای آموزنده

اشتباه فیاروگان
درویشی به اشتباه فیاروگان به جهنم فرستاده میشود پس از اندک زمانی داد شیطان
در می آید و رو به فیاروگان می کند و می گوید جاسوس می فرستید به جهنم!؟
از روزی که این ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و [...]


همین الان لیوان هایتان را زمین بگذارید!!…

همین الان لیوان هایتان را زمین بگذارید!!… | حکایت ها و سخنهای آموزنده

استادی درشروع کلاس درس ، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند.بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است ؟   شاگردان جواب دادند  ۵۰ گرم ، ۱۰۰ گرم ، ۱۵۰ گرم …….. استاد [...]